به گزارش نه وار نیوز؛ شصت و چند سال از رویداد تلخ ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ میگذرد؛ روزی که نه تنها نقطهعطفی دردناک در تاریخ سیاسی معاصر ایران بود، بلکه درسی بزرگ و ماندگار را برای آیندگان به یادگار گذاشت.
در آن روز سرنوشتساز، جنبش ملیشدن صنعت نفت، که با حمایت قاطع مردم و رهبری کاریزماتیک دکتر محمد مصدق به اوج خود رسیده بود و امید به استقلال اقتصادی و سیاسی را در دل ملت زنده کرده بود، با توطئهای پیچیده، برنامهریزیشده و دخالتهای آشکار و پنهان قدرتهای خارجی، سرکوب شد. در نتیجه این کودتا، دولتی مردمی و منتخب ملت جای خود را به حکومتی وابسته و مستبد داد که پیامدهای آن برای دهههای متمادی بر سرنوشت کشور سایه افکند.
اما در پس این شکست ظاهری و مقطعی، چه درسهایی برای امروز و فردای ما نهفته است؟ و چگونه میتوان از تجربههای گذشته برای ساختن آیندهای روشنتر بهره برد؟
یکی از مهمترین و شاید تلخترین عواملی که راه را برای دخالت بیگانگان هموار کرد و در نهایت به شکست جنبش ملی منجر شد، اعتماد نابجا و سادهلوحانه به قدرتهای خارجی و تکیه بر حمایتهای واهی آنها برای پیشبرد اهداف ملی بود.
در آن برهه از تاریخ، عدهای در داخل کشور و حتی برخی از کنشگران سیاسی، تصور میکردند که میتوان با اتکا به حمایت یا حتی میانجیگری قدرتهای بزرگ نظیر آمریکا و انگلیس، از چالشهای داخلی و خارجی عبور کرد و به استقلال دست یافت.
آنها شاید فراموش کرده بودند که در عرصه سیاست بینالملل، دوستی و دشمنی دائمی وجود ندارد، بلکه این منافع ملی هر کشور است که مسیر روابط را تعیین میکند.
تجربه ۲۸ مرداد به روشنی و با قاطعیت تمام نشان داد که منافع قدرتهای جهانی، همواره بر منافع ملتهای کوچکتر و در حال توسعه ارجحیت دارد و آنها در لحظات حساس، بدون درنگ و با قساوت تمام، منافع استعماری خود را بر هر چیز دیگری مقدم میشمارند. بیگانگان، نه دل در گروی استقلال ما دارند و نه به پیشرفت و سربلندی ما میاندیشند.
آنها تنها به دنبال منابع، نفوذ، و حفظ سلطه و هژمونی خود در مناطق استراتژیک جهان هستند و در این راه، حتی از برهم زدن ثبات یک کشور، تحریک اختلافات داخلی، و سرکوب یک جنبش مردمی اصیل نیز ابایی ندارند.
این واقعه تاریخی به ما میآموزد که هرگونه خوشبینی بیمورد و تکیه بر کمکهای خارجی، نه تنها راهگشا نخواهد بود، بلکه میتواند ما را در برابر توطئههای پیچیده و پنهان آنان آسیبپذیرتر سازد. درس بزرگ ۲۸ مرداد این است که رهایی از یوغ وابستگی و رسیدن به استقلال واقعی و پایدار، تنها و تنها از مسیر خوداتکایی مطلق، خودباوری عمیق و اعتماد راسخ به توان داخلی میگذرد. هرگاه ملتی سرنوشت خود را به دست خویش بگیرد، به ظرفیتهای عظیم درونی خود باور داشته باشد و برای رسیدن به اهداف بلندش، تنها بر قدرت مردم، دانش نخبگان، و اراده پولادین جوانان خود تکیه کند، هیچ نیروی خارجی، هر چقدر هم قدرتمند باشد، توان مقابله و غلبه بر آن را نخواهد داشت.
تجربه سالهای پس از آن و به خصوص پیروزی انقلاب اسلامی و مقاومت ملت ایران در برابر تحریمها و تهدیدات، به وضوح نشان داد که خودباوری و استقلالخواهی، رمز پیروزی در برابر پیچیدهترین توطئهها و قدرتمندترین دشمنان است. ملتی که به خودباوری رسیده باشد، تهدیدها را به فرصت تبدیل میکند و از دل محدودیتها، راهکارهای خلاقانه و بومی مییابد.
کودتای ۲۸ مرداد یادآور تلخی است از اینکه چگونه غفلت از توطئههای خارجی و اعتماد بیجا به کسانی که نانوشته برایمان برنامهریزیهای شوم کردهاند، میتواند جنبشهای اصیل و خودجوش ملی را به انحراف بکشاند و مسیر توسعه یک کشور را سالها به عقب بیندازد. اما این پایان ماجرا نیست؛ بلکه نقطه شروعی برای درسآموزی و حرکت به سوی آیندهای روشنتر است. ۲۸ مرداد نه تنها یک شکست مقطعی، بلکه یک بیدارباش تاریخی بود؛ بیدارباشی برای نسلهای حال و آینده تا بدانند که تنها با خوداتکایی کامل در تمامی ابعاد (اقتصادی، علمی، فرهنگی، دفاعی)، اتحاد و انسجام ملی پایدار، و عدم اعتماد به بیگانگانی که همواره منافع خود را بر هر چیز مقدم میدانند، است که میتوان بر تمامی موانع فائق آمد و مسیر پیشرفت و استقلال واقعی را هموار ساخت.
اگر به توانمندیهای بیبدیل خودمان باور داشته باشیم و برای ساختن آیندهای درخشان، بر اراده و تلاش بیوقفه و بومی خودمان تکیه کنیم، یقیناً در همه عرصهها پیروز و سرافراز خواهیم بود و سرنوشت میهنمان را با دستان خودمان رقم خواهیم زد.